تبليغاتX
یا تو یا هیچکس

یا تو یا هیچکس

کامران و هومن فرشته های زمینی من و تو

سلام

بچه ها یه مشکلی برام پیش اومده

ترو خدا واسم دعا کنید

همه ی امیدم به شماست

خواهش میکنم

فداتون بشم

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت7 PMتوسط الهام | |

سلام

نیلوفر جونم به خدا نظر میدم ولی نمیره یعنی ارور میده دوست دارم خوشکلم دلمم واست یه ذره شده به خدا

یه شعر از داریوش میذارم

 امروز چه دلتنگم!
 

امروز چه دلتنگم!
 

مثل من که مثل من، گم ترانه، کمرنگم

 امروز چه دلتنگم!

 خاکستریم انگار

 هم خاطره ی زنبق، یک لحظه پس از رگبار

 امروز چه دلتنگم!

 از جنس تکاپو ی مصنوعی فواره

 بر حاشیه ی تکرار

 امروز چه دلتنگم!

 مبهوت و کبود و گس!

 بر حضور مجروحم، چه فاخته، چه کرکس

 چه سرخ خیابان و چه قهوه ای کوچه

 شکل سایه ی ابرم، بودنی سیاه و بس

 بر مرکب جوبینم، از کوچ نمیمانم

همساعت میدانچه بر دایره میرانم

 بی حوصله،

 بی رویا،

 دریاچه ی انبوهم

 تدفین جلگه و جنگل،

 سوگواری کوهم!

 آه، ای من جان خسته!

 عصیانی فرو خفته!

 انفجار پنهان و افسانه ی ناگفته!

 امروز که دلتنگم، نا گهانه طغیان کن!

 شهر بهت و بهتان را به حادثه مهمان کن!

 همین

فداتون

بای

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت5 PMتوسط الهام | |

سلام

سلام به بهترین دوستام

چه زمینیا چه اسمونیا.......

 نمیدونم الان چی باید بگم فقط میخوام اول یه عذر خواهی از تمام شمایی که به وبم اومدین و مخصوصا به انیتا و مهسای گلم که اینقدر دیر رفتن درسای عزیز از بینمونو بهشون تسلیت میگم

 شرمندم به خدا. اگه بگم تو طول تابستون فقط 2یا 3 بار اومدم نت باورتون نمیشه خودم داشتم دیوونه میشدم

 دیروز که تو وب انیتا جون دیدم که درسا رفته................

 دارم دیووووووووووووووووووووووووووونه میشم

 چرا انقد زود؟چرا؟؟؟

 

 به خدا در دلو جانم نیست

هیچ جز حسرت دیدارش

سوختم از غم و کی باشد

غم من مایه ی آزارش

 

 شب در اعماق سیاهی ها

 مه چو در حاله ی راز آید

 نگران دیده به ره دارم

 شاید آن گمشده باز آید

 

 سایه ای تا که به در افتد

 من هراسان بدوم بر در

 چون شتابان گذرد سایه

 خیره گردم به در دیگر

 

  دیگه نمیدونم چی بگم ولی واقعا متاسفم امیدوارم بتونید با این غم بزرگ کنار بیاید. من زیاد درسا جون نمیشنواختم ولی همین که میدونستم مثل خودمون عاشقه یه عاشق واقعی برام کافی بود و یه دوست خوب که ارزش دوست داشتنو داره

 

 بعد از رفتنت:

 

  خانه ها رنگ دیگری بودند

  گرد الوده .تیره و دلگیر

 چهره ها در میان چادر ها

 همچو ارواح پای در زنجیر

  همین

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت11 AMتوسط الهام | |

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام گلا

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میدونین امروز چه روزیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تولد دوست گلم نیلوفر جونه

 

نیلوفر جونم تولدت مبببببببببارک

ایشاالله تولد ۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹خودم واست میگیرم

اینم کیک

حالا نوبت کادو هاست

این از طرف بچه هاست

اینم از طرف من

ببخشید اگه کمه گلم

من دیگه برم

فداتون

بای

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت5 PMتوسط الهام | |

یا مقلب القلوب و الابصار

                یا مدبر اللیل و النهار

                                  یا محول الحال و الاحوال

                                               حول حالنا الی احسن الحال

 سال ۱۳۸۸ بر همه ی شما دوستان مبارک باد ( مخصوصا کامران و هومن)

انشاا... سال خوبی داشته باشین

واسه ما هم دعا کنین

تا بعد

بای

+نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت5 PMتوسط الهام | |

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوش میگذره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ببخشید اپ تولد کامران و هومن با ۱ هفته تاخیر شد

به خدا اپ کردم ولی پرید

چرا هیچکس واسه تولد کامران و هومن اپ نکرد البته همه نه ولی خیلیا اپ نکردن

مگه شما واسه اونا وب نزدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اول:

تولد کامران و هومن گلمو با چند روز تاخیر بهشون تبریک میگم.تولدتون مبببببببببببببببببببببببببببببارک

تولد مریم حیدرزاده ی گلم رو که ۲۹ ابان بو با تاخیر بهش تبریک میگم

مریم جون تولدت مبارک گلم

حالا یه شعر خوشگل از مریم جون میزارم

منو ببخش:

منو ببخش زیبا من چیا بگم عاشقی باورت بشه؟
تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت میشه
چشمان ناز تو که وا میشه.افتاب میزنه
 تازه وقتی تو بگی صورتشو اب میزنه
 من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی
 تو که بینهایتو قشنگتر از من بلدی
 مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا
 عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خد
ا با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو میره
 ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو میره
 زیبا چشم تو اگه با رویا هام قهر کنه
 آسمون دلش میخواد شهر و پر از ابر کنه
 چقدر اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ
 چقدر کشته منو اون دو تا چشمای قشنگ
 گفتی فاصلس میون من و رویاهام با تو
 باشه اما نمیدم هرگز به هیچکسی جا تو
 زیبا وقتی که خونت پیش مدیترانه بود
 دل من واسه سفر منتظر بهانه بود
 زیبا اسمت که میاد بدجوری دیوونه میشم
 ولی گفتی قصه شو که نمیشه بیای پیشم
 زیبا تو فرشته ای.اهل یه جایی تو بهشت
 نمیشه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت
 از حسودیم نمیشه بسپرمت دست خدا
 جام چقد مشخصه تو نقشه ی دیوونه ها
 زیبا اتیش دل منو اخمای تو
 نکنه اضافه شن با عشق من زخمای تو
 زیبا ناز کن که چشمات.ناز خریدنی داره
 اون چشات کلی ستاره های چیدنی داره
مال هیچ کسی نشو چون اینجا ها فرشته نیس
 عشقا و عاشقیا تلخه مث گذشته نیس
 گفتی فاصلس میون فکرمو . حقیقت
 کاشکه داشتم یه ذره .فقط یکم لیاقتت
 تشنه بودم واسه ی شنیدن یه دنیا حرف
 تو یه کم گفتی و بعدش . دوباره سکوت و برف
جای برفا روی کاغذ میشه نقطه چین گذاشت
 حرف تو بشه باید این قلمو زمین گذاشت
 عمریه موندم تویه مصراع اول چشات
 فقط این فعلو بلد شدم که میمیرم برات
 اگه بین همه تو دنیای ما جنگ بشه
 عشق من محاله به چشم تو کمرنگ بشه
 اگه باورت نشد بذار زمان نشون میده
 جواب سوالای سختو همیشه اون میده
 تو دوسم نداشته باش.بازم قشنگه عالمت
 کسی که می دونه اما مینویسه مریمت
زیبا کاری اگه کردم و تو رنجیدی ببخش
 دنیا باید بدونن فرشته ای .پس بدرخش

خب اینم از شعر

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم

چگونه دل اسیرت شدقسم به شب نمیدانم

تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی

و من در پیش تو مشتی خاک گلدانم

تو دریایی ترینی ابی و ارام و بی پایان

ومن موج گرفتاری اسیر دست طوفانم

تو مثل اسمانی مهربان و ابی و شفاف

و من در ارزوی قطره های پاک بارانم

نمیدانم چه باید کرد با این روح اشفته

به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم

تو دنیای منی بی انتها و ساکتو سرشار

ومن تنها در این دنیا دور از غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نا معلوم

ومن در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم

تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر ها

ومن هم یک کبوتر تشنه ی باران درمانم

بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من

ببین با تو چه رویاییست رنگ شوق چشمانم

شبی یک شاخه نیلوفر به دست ابیت دادم

هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم

تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد

ومن خواب تو را میبینم و لبخند پنهانم

تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه میگیرد

ومن مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم

 تو میایی و من گل میدهم در سایه ی چشمت

و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم

تو مثل چشمه ی اشکی که از یک ابر میبارد

ومن تنها ترین نیلوفر رو به گلستانم

شب است و نغمه ی مهتاب ومرغان سفر کرده

وشاید یک مه کمرنگ از شعری که میخوانم

تمام ارزو هایم زمانی سبز میگردد

که تو یک شب بگویی دوستم داری میدانم

غروب اخر شعرم پر از ارمش دریاست

و من امشب قسم خوردم تو را هرگز نرنجانم

به جان هر چه عاشق تویه این دنیای پر غوغاست

قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم

بدونه تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

خب اینم یه شعر دیگه از مریم جون بود

الان وقت داستان گذاشتن ندارم ایشاا... هفته ی بعد

حالا یه چند تا عکس از کامران وهومن گلم ببینید

 

خب من دیگه برم

بوووووووووووووووووس

بای

+نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت2 PMتوسط الهام | |